داستان از کجا شروع شد؟
– دوستی از ایران (دکتر ب. س.)، هر از گاهی نوشتار یا پیامی در باره فرگشت برای من میفرستد. هرنوبت هم به همراه متن یک عبارت کوتاه که نشان از تردید او در مورد درستی متن دارد، مینویسد. البته که در بیشتر موارد درست میگوید و متن ارسالی دارای کژاندیشی است. نوشتارهایی را که میفرستد، بیشتر در شبکههای اجتماعی منتشر شدهاند. مروری بر آنها مرا به این نتیجه رساند که تعداد علاقهمندان به فرگشت در ایران زیاد است. ولی متاسفانه بسیاری از آنان زمینه تحصیلاتی مناسب را ندارند و همین باعث میشود برخی نظرهای «افراطی» را نظر «عمومی» یا «اجماعی» تصور کنند.
– البته چاره اصلی این است که افراد بیشتری بتوانند به زبانهای دیگر، مخصوصن انگلیسی، بخوانند. چه بخواهیم و چه نخواهیم، امروزه روز زبان انگلیسی زبان غالب علم است و گفته میشود که بیش از ۹۰٪ مقالات علمی به انگلیسی نوشته میشود. در زمینه کاری خود من (ژنتیک و اصلاح دام) حدود ۳۰ سال پیش ژورنالهای فرانسوی و آلمانی بطور رسمی «ناسیونالیسم علمی» خود را کنار گذاشتند و زبان انگلیسی را زبان اصلی ژورنال کردند. امیدوارم سوءتفاهم نشود. ما باید به زبان خودمان، هر زبانی که هست، علم را بیاموزیم و برای هر اصطلاح علمی برابرنهادهای خودمان را داشته باشیم. در همین حال باید بتوانیم به یکی دو زبان علمی دیگر (مخصوصن انگلیسی) هم بخوانیم. شاید ۱۰۰ سال دیگر، زبانی دیگر غالب باشد، ولی امروز انگلیسی غالب است.
– به هر جهت مقدار زیاد سوءتفاهمها در شبکههای اجتماعی که به فارسی درباره فرگشت نوشته میشود، مرا بر آن داشت تا ببینم آیا ویکیپدیای فارسی نوشتار خوبی در باره فرگشت دارد؟ شوربختانه نوشتار ویکیپدیای فارسی را نپسندیدم. نوشتار ویکیپدیای انگلیسی هم چنگی به دندان نمیزد. تلاش کردم نوشتار کوتاه دیگری پیدا کنم که فرگشت را خوب بیان کند، اما هنوز چنین نوشتاری پیدا نکردهام. چاره نهایی این بود که خودم چیزی بنویسم. ولی چون حدس میزدم که این کار ممکن است وقت زیادی از من بگیرد، تصمیم گرفتم به نوشتار ویکیپدیای انگلیسی برگردم. این چنین «خیال» میکردم که ترجمه و حاشیه نویسی نوشتار ویکیپدیای انگلیسی وقت کمتری ببرد. این گوی و این میدان.
– متاسفانه، به سرعت معلوم شد که متن ویکپدیای انگلیسی متن متوازنی نیست. ویکینویسان بین «مکاتب» مختلف فرگشتی جانبدارانه انتخاب کردهاند. قضاوت من بر مبنای محتوای این مقاله ویکیپدیا و ماخذهای مورد استفاده آن است. به عنوان مثال نسبت استفاده از ژورنالهای عمومی فرگشت، مانند ژورنال «فرگشت = Evolution» یا «فرگشت مولکولی = Molecular Evolution»، به ژورنالهای «رخنهای = Niche»، مانند آن ژورنالهایی که کلماتی مانند «اکولوژی = ecology» «رشد = deveopment» در اسم آنها بکار رفته است، متوازن نیست. اضافه بر آن، دانش این ویکینویسان در زمینه ژنتیک بطور کلی پایین است. نتیجه اینکه مقدار حاشیه نویسیهای من بیشتر از آن حدی شد که میخواستم. گاهی اوقات هم میزان کژبینی و کژگویی ویکینویسان آنقدر زیاد بود که شرح اشتباه آنها احتیاج به توضیح جزئیاتی بود که از حوصله حاشیه نویسی بیرون بود.
– یک احتمال دیگر هم این است که ویکینویسانی که این مقاله را نوشتهاند، به جای نوشتن یک متن منسجم، هرکدام بندی و عبارتی را به اینجا و آنجا افزودهاند که به ناهمخوانی و گسستگی متن انجامیده.
– بنابراین، نوشتن مطلبی جامع، ولی کوتاه، در این باره را در دستور کارم گذاشتهام. نمیدانم چه موقع، ولی آن را حتمن خواهم نوشت. بهر جهت توصیه من به ویکینویسان این است که ۱۰ کناب در زمینه فرگشت را که برای دانشجویان دوره کارشناسی نوشته شده انتخاب کنند و فقط مطالبی را که در همه آنها مشترک است، به زبان ساده خلاصه کرده و در ویکیپدیا قراردهند.
روش کار
– آخرین باری که من کار ترجمه انجام دادم بیش از ۳۳ سال پیش بود، آن هم با همکاری دو دوست/همکار دیگر (دکتر س.ق. و دکتر ع.ب.). روش کاری که ما سه نفر داشتیم، بسیار سریع و دقیق بود. به تخمین من، ما با یک ساعت کار جمعی، یک صفحه از یک کتاب با متن فشرده را ترجمه و ویراستاری میکردیم. بهرجهت، بعد از این همه سال که تماس محدودی با زبان علمی فارسی داشتهام، این ترجمه حتمن اشکالات فراوانی خواهد داشت.
– – هنگام ترجمه این متن متوجه شدم که بسیاری از لغات علمی که من و ما به کار میبریم، معادل فارسی ندارد. مثلن به «cell» میگوییم «سلول»! کوشش خواهم کرد برابرهای فارسی را پیدا و استفاده کنم.
– از آن گذشته، بسیاری از لغتهایی که به ذهن من میرسد، ریشه عربی دارند. کوشش خواهم کرد هرزمان برابر فارسی به یادم آمد، آن را جایگزی کنم.
– در مورد روشهای جدید نگارش فارسی اطلاعات کمی دارم. اما این قدر میفهمم که حدی از جدانویسی تشویق میشود، از «ها» و «ان» برای لغات جمع بیشتر استفاده میشود، و خرده چیزهای دیگری شبیه اینها.
– در ترجمه این متن خواستار مرور و تصحیح آن نیستم. در نتیجه ارجاع به ماخذها را راستیآزمایی نمیکنم. اما اگر کلمهای یا جملهای را نادرست بیابم و یا گمان برم که میتواند به کژاندیشی بیانجامد، هم نظرم را خواهم نوشت و هم ماخذ استاده شده را مرور خواهم کرد.
– همانطوری که میبینید، نوشتار انگلیسی و ترجمه فارسی مقابل هم قرار دارند. نوشتار اصلی و ترجمه آن با رنگ سیاه نوشته شدهاند. حاشیه نویسی من با رنگ آبی است. با این روش هر کس میتواند از ترجمه برای یادگیری انگلیسی و یادگرفتن کلمات کلیدی به زبان انگلیسی کمک بگیرد. کسانی هم که انگلیسی میدانند، میتوانند درستی ترجمه را بیازمایند.
– روش ترجمه این چنین بود که در دور اول متن انگلیسی را لغت به لغت و بدون در نظر گرفتن ساختار جملههای فارسی ترجمه کردم. در دور دوم به ویراستاری متن پرداختم و سعی کردم متن فارسی را سلیس کنم. البته گاهی مترجم، چون خودش جمله را میفهمد، گمان میبرد، که جمله رسا است. اطمینان دارم که این خطا در این ترجمه بارها راه یافته است.
– هر گاه با لغات و مفاهیم به کار رفته در متن مخالفت داشتم، ترجمه فارسی را مطابق متن انگلیسی نگه داشتم، ولی در پینوشتهای چیزی در ابراز مخالفت نوشتم.
– برای کلماتی که زیر آنها خطی کشیده شده، در ویکیپدیای انگلیسی شرح بیشتری وجود دارد. امیدوارم «لینک» در نوشتار باقی بماند تا خوانندگان، اگر خواستند، بتوانند موضوعات مورد علاقه خود را دنبال کنند.
– یک اخطار کلی این است که نوشتارهای ویکیپدیا کیفیت «افتان و خیزان» دارند. یک جمله یا پاراگراف خوب است و دیگری خوب نیست. گاهی در یک نوشتار، مطالب ضد و نقیض دارد. تنها چاره، زیاد خواندن است. در این نوشتار به ماخذهای زیادی اشاره شده و بسیاری از آنها در دسترس هستند. هر چه بیشتر بخواند بهتر است.
– اخطار آخر اینکه این متن (مخصوصن قسمتها پایانی آن) احتیاج به یک ویرایش دیگر دارد. ویرایش تازه یا باید توسط فرد دیگری انجام شود، و یا خود من یعد از مدتی و با چشم تازه به آن نگاه کنم. بازبینی برابرنهادهای فارسی اصطلاحات علمی هم ضروری است.
– این ترجمه بنا براین دارد که مبنای گفتگویی بین من و خواننده باشد.
نسخه فارسی-انگلیسی
نسخه فارسی