مصیبت امضاهای جمعی

(با پوزش از شوخی‌های این مطلب!)


باز هم، دوباره، موج تازه‌ای از صدور نامه‌ها (اطلاعیه‌ها، اعلامیه‌ها، بیانیه‌ها و …) با امضاهای جمعی در جریان است. همین الان، در هر سایت، چند فقره از این امضاهای جمعی دیده می‌شود. من هر بار که یکی از نامه‌های با امضاهای جمعی را می‌بینم به یاد ستون آگهی ترحیم روزنامه‌ها می‌افتم. تو گویی تنها هدف امضاها و امضاکنندگان این است که بگویند “ما هنوز زنده‌ایم”!


اما پشت این نامه‌ها و امضاهای فراوان آن‌ها، داستانی تلخ در جریان است. داستان، حکایت از آن دارد که امضاکنندگان قادر نیستند یک کار جمعی کوچک را به پیش ببرند. امضاکنندگان به قدری با هم اختلاف دارند که حتی نمی‌توانند یک گروه درست کنند که به جای امضای ۱۰ یا ۲۰ یا ۱۰۰ یا ۲۰۰ نفر، امضای آن گروه را به جای آن بگذارند، مثلا:


“گروه منفردین برای امضاء نامه‌های با امضای جمعی”!


نکته جالب اینکه تعداد زیادی از اسامی را در پای هر نامه‌ای که امضاهای جمعی دارد، می‌توان دید. اگر اینان می‌توانند دوباره و دوباره درباره موضوعات مختلف امضاء خود را زیر نامه‌های مختلف بگذارند، چرا نمی‌توانند یک گروه درست کنند که همین کار را بکند؟


البته، ما خوانندگان این‌جور نامه‌ها می‌دانیم که تعداد زیادی از این امضاکنندگان، هر کدام، عضو یک یا چند گروه هم هستند. چه بسا که بسیاری از اینان با هم در یک یا چند گروهِ مشترک حضور داشته باشند. اما از قرار معلوم به صورت گروهی نمی‌توانند با هم، و به اسم گروه یا گروه‌هایی که در آن‌ عضو هستند، نامه را امضاء کنند، زیرا متقاعد کردن هم‌گروهی‌های خودشان، برای گذاشتن یک امضاء زیر یک نامه، بیشتر از متقاعد کردن مخالفان فکری‌اشان، طول می‌کشد!!!


من دو توصیه به امضاکنندگان دارم:



توصیه اول

اینکه اسم تمام امضاکنندگان را در یک سایتی بنویسید. بعد، هر سه ماه یک بار، یک گروه سه نفره را از بین خود انتخاب کنید که برای آن سه ماه، مسئول نوشتن نامه‌های با امضای جمعی باشند. در پایان هر سه ماه، هر سه نفر را کنار بگذارید و سه نفر تازه را برای همان کار انتخاب کنید. این کار هیچ فایده‌ای نداشته باشد، این فایده را دارد که ما، خوانندگان نامه‌های با امضای جمعی، متوجه می‌شویم که اعضای کدام گروه سه نفره، انشاء‌نویسان بهتری هستند.


البته کارِ بهتر این است که شما امضاکنندگان یک “مجلس موسسان در تبعید/سایه” تشکیل بدهید و برای هر وزارت‌خانه‌ای که در ایران وجود دارد، یک کارگروه (کمیسیون) تشکیل بدهید. آن موقع می‌توانید به تدریج برنامه‌ای را مدون کنید که شاید بتواند دردی از دردهای دوران گذار را درمان کند.


توصیه دوم

اینکه بین خودتان رای‌گیری کنید و کسانی را که فکر می‌کنید برای مسئولیت‌های دوران گذار مناسب هستند، انتخاب کنید. لازم نیست که حتما همه مسئولیت‌ها را بین خودتان تقسیم کنید، بلکه می‌توانید کسانی را که در ایران هستند و می‌توانند گذار خشونت‌پرهیز و دموکراتیک را مدیریت کنند، به لیست انتخاب‌شوندگان اضافه کنید. خوشبختانه در زندان‌های ایران، و ایران زندانی، به اندازه کافی افراد مناسب وجود دارند.


البته کار بهتر این است که لیست انتخاب‌شوندگان فقط شامل افرادی از داخل ایران باشد که بتوانند تضمین حقوق دموکراتیکِ اقلیت حاکم را به آن‌ها بقبولانند.


با احترام و با اردات
حسین جرجانی


2 thoughts on “مصیبت امضاهای جمعی

  1. حسین گرامی، نکته های خوبی استند. موضوع اینست که این نامها در زیر بیشتر این بیانیه یک زمانی گردآوری شده اند، و یک و یا چند نفر اداره کننده این نامها برای یک بیانیه در کنون و یا آینده استند. تا رخدادی پیش امد، آن یکی و یا آن چند نفر بنگامی به خرج داده و یک بیانیه آماده میشود. برای بیانیه نیز تمام آن نامهای آشنا را زیر پای آن میگذارند. البته که حتمن همیشه اینگونه نیست، ولی پیش آمده است که اینگونه پیش رفته اند.

    سپس یک و یا چند نفر از گروه نامها پرسیده و یا اعتراض کرده که من اصلن موافق این بیانیه نیستم و یا چنین چیزی را باور ندارم!!!

    شاد باشی، فریدون

    Like

  2. حسین عزیز، به نظر من یک نکته را از قلم انداخته‌ای، و آن «من»نمایی و بزرگ‌نمایی امضاکننده است. هنگامی که نام و امضای «من» در میان افرادی دیگر، کم‌وبیش نام‌آشنا، درج می‌شود، سر «من» هم به این شکل در میان آن سرها دیده و شمرده می‌شود.کسانی نیاز شدیدی دارند که «من»شان و «سر»شان میان آن سرها دیده شود و بنابراین رفتن درون یک گروه و گذاشتن امضای آن گروه در پای نامه‌ها هیچ معنا و فایده‌ای برایشان ندارد. در آن صورت آن «من»شان دیده نمی‌شود.

    Like

Leave a comment