Date of a publication


حسین جرجانی

2024-09-30


توضیحی در باره این نوشتار:
کیونگ-من کیم (Kyung-Man Kim) در سال ۲۰۲۳ کتابی نوشته است به نام “فلسفه و جامعه‌شناسیِ علمِ بوردیو: یک بررسی انتقادی1“. من نقد مفصلی بر این کتاب، به زبان انگلیسی، نوشته‌ام2 . آن چه در اینجا می‌آید بسط یکی از موضوعات مطرح شده در آن نقدِ مفصل است.

* * * * *


یکی از سنت‌های آکادمیک این است که هر نویسنده‌ای در نوشته‌های خود، به نوشته‌های دیگر نویسندگان اشاره می‌کند ، فرقی هم نمی‌کند که نوشته گزارش باشد، مقاله باشد، یا رساله یا کتاب، …، و یا هر چیز دیگری. برای این کار در زبان انگلیسی، واژه “cite” یا “citation” به کار می‌رود که در فارسی از آن با نام‌های گوناگونی مانند نقل قول، اتخاذ سند کردن، کد آوردن (quote, quotation)، …، یاد می‌شود. ترجیح من این است که این کار را “بازگویی” بنامم. هدف از بازگویی می‌تواند یک نقل‌قول ساده باشد، یا برای نشان‌دادن هم‌نظری با نویسنده دیگری باشد، یا برای نقد آن نظر باشد، و یا هر چیز دیگری. در دنباله این سنتِ آکادمیک، نویسندگان هنگام بازگویی نوشته‌های دیگران، مشخصات کافی آن نوشته‌ی بازگویی شده را هم یادآور می‌شوند. مشخصات کافی، معمولا شامل نام خانوادگی و نام نویسنده (یا حرف اول نام)، عنوان نوشته، شرکت انتشاراتی که اثر را منتشر کرده است، احیانا نام شهری که کتاب در آن منتشر شده است، تعداد صفحه‌ها، یا صفحه‌ای که به آن اشاره شده است، …، و یک “تاریخ” است. هدف از نوشتن مشخصات یک نوشته‌ی بازگویی شده آن است که خواننده بتواند به نوشته‌ی اصلی رجوع کند و خودش آن بازگویی را بخواند و یا نقد کند، و یا چهارچوب بحث اولیه را ببیند، و چیزهای دیگری شبیه به این. در این بین، طبیعی است که هر نویسنده‌ای به مشخصات نسخه‌ای که خودش در اختیار دارد، اشاره می‌کند.

یک مثال می‌زنم! فرض کنید که من خواهان بازگویی از کتابی از دیوید هیوم (David Hume) به نام “رساله‌ای درباره طبیعت آدمی” (A treatise of human nature) هستم. مشخصات کتابی که من در اختیار دارم چنین است:

Hume, D. (2009). A treatise of human nature: Being an attempt to introduce the experimental method of reasoning into moral subjects. Floating Press.

دقت کنید که مسئولیت انتخابِ اینکه کدامیک از مشخصات نوشته شود، معمولا با نویسنده نیست، بلکه نویسندگان، سنت‌های آکادمیک رشته، دانشگاه، زبان، ناشر، …، و چیزهایی شبیه این‌ها را دنبال می‌کنند.

آن چه که من با آن مشکل دارم، و گاهی اوقات با آن مشکل بزرگی دارم، “تاریخ” انتشار اثر است. در مورد مثال بالا، دیوید هیوم کتابش را در سال ۱۷۳۹ تا ۱۷۴۰ نوشته است و نه در سال ۲۰۰۹ که ۲۳۳ سال از پس از مرگش است. بدتر آنکه گاهی اوقات آشفتگی از این هم بیشتر می‌شود. به عنوان مثال نسخه‌ای که من از کتاب آنتی دورینگ (Anti-Dühring) از فردریک انگلس (Friedrich Engels) در اختیار دارم، مشخصات زیر را دارد:

Engels, F. (1878). Anti-Dühring: Herr Eugen Dühring’s Revolution in Science. Marxists Internet Archive.

حالا به جمله ساختگی زیر دقت کنید:

“انگلس در کتاب آنتی دورینگ (۱۸۷۸) با اشاره به نظر هیوم در کتاب رساله‌ای در باره طبیعت آدمی (۲۰۰۹) چنین می‌گوید که …”.

جمله بالا خنده‌دار است! چطور کسی می‌تواند در سال ۱۸۷۸ به نوشته‌ای از سال ۲۰۰۹ اشاره داشته باشد و آن را بازگویی کند؟ خواننده این نوشته ممکن است تصور کند که چون مثال بالا ساختگی است، نمونه واقعی از آن وجود ندارد. متاسفانه نمونه‌های واقعی چنین امری به وفور اتفاق می‌افتد. کافی است به مقالاتی که در همین سایت/تارنما منتشر می‌شود دقت کنید تا روزانه چند نمونه از آن را ببینید.

در نوع دیگر از همین مورد، ممکن است مجموعه مقالات از یک فرد با “تاریخ اشتباه” منتشر شود. مثلا به اثر زیر از مرتون (Merton)، که او را می‌توان از تاثیرگذارترین افراد در فلسفه و جامعه‌شناسی علم دانست، نگاه کنید.

Merton, R. K. (1973). The Sociology of Science: Theoretical and Empirical Investigations. Chicago, IL: University of Chicago Press.

این کتاب مجموعه مقالاتی است که مرتون در فاصله سال‌های ۱۹۳۸ تا ۱۹۷۲ نوشته است. نکته جالب اینکه نظر مرتون در سال ۱۹۳۸ ممکن است با نظر او در سال ۱۹۷۲ فرق داشته باشد (همان طور که نظر مارکس در سال ۱۸۴۱ که رساله دکترای خود را ‌نوشت با نظر او در سال ۱۸۶۷ که کاپیتال را نوشت فرق داشت). یک مثال دیگر از این مورد، در باره کتابی از دوهم (Duhem) است. دوهم فیزیک‌دان است و در مورد فلسفه علم هم نوشته‌های زیادی. به این کتاب از او دقت کنید:

Duhem, P. (1991). The Aim and Structure of Physical Theory. Princeton, NJ: Princeton University Press.

این کتاب در واقع مجموعه مقاله‌های دوهم از سال ۱۸۹۳ تا پیش از مرگش در سال ۱۹۱۶ است و برای اولین بار در سال ۱۹۵۴ در یک مجموعه چاپ شده، و در سال ۱۹۹۱ تجدید چاپ گردیده! اشاره به اینکه دوهم (۱۹۹۱) چنین گفته و چنان گفته ممکن است به سوءتفاهم در خواننده بیانجامد. خواننده ممکن است تصور کند که از نظر نویسنده، نظرات دوهم در مورد مدل استاندارد اتمی از نیلز بور (‌Niels Bohr) یا اصل عدم قطعیت (uncertainty principle) از ورنر هاینزنبرگ (Werner Heisenberg) هم مصداق داشته باشد. در حالیکه دوهم نه از مدل استاندار اتمی خبر دارد و نه از اصل عدم قطعیت! تازه نظر او در سال ۱۸۹۳ چه ربطی به علم در سال ۲۰۲۴ دارد؟ یک نکته بسیار مهم این است که اصلا و ابدا منطقی نیست که کسی بخواهد یک اثر و استدلال تازه را با تکیه به یک اثر و استدلال قدیمی‌تر رد کند (مگر اینکه ادعا شود که استدلال تازه، در واقع تازه نیست. در آن صورت نخستین کار آن است که نشان دهیم که استدلال تازه، با استدلال قدیمی این‌همانی دارد) .

استفاده از “تاریخ اشتباه” می‌تواند عواقب زیادی داشته باشد. یکی اینکه حس قدیمی بودن، و شاید نامربوط بودن، از بین می‌رود. تو گویی، حرف‌های هیوم در سال ۲۰۰۹ هنوز همان اعتباری را دارد که در سال ۱۷۴۰ یا در سال ۱۸۷۸ داشته است. استفاده مکرر از “تاریخ اشتباه” ممکن است این توهم را در خوانندگان به وجود بیاورد که حرف‌های ۱۰۰ سال یا ۲۰۰ سال یا ۱۰۰۰ سال پیش، هنوز هم اعتبار دارند و شاید هم بعضی “حقایق” هستند که ازلی و ابدی “تشریف” دارند! به کار بردن “تاریخ اشتباه“، نوعی ناهم‌زمانی یا انفصال زمانی (temporal disjunction) ایجاد می‌کند که باعث فهم “جابجا شده” می‌شود. در همین مورد، یک نکته مهم دیگر آن است که مفاهیم، در گذر زمان دچار تغییر می‌شوند، مخصوصا آن‌هایی در چهارچوب یک ساختار اجتماعی معنی پیدا می‌کنند. یک مثال ناواضح در مورد مفهوم “دانشمند” است، و این که کسانی مانند داروین و مارکس در زمان خود می‌توانسته‌اند خارج از “سیستم آکادمیک” در کارِ دانش باشند و از جانب دیگران به عنوان “دانشمند” شناخته شوند. اما امروزه، ایستادن در خارج از “سیستم آکادمیک” تقریبا غیر ممکن است. امروزه (مثلا در طول ۷۵ سال گذشته) کمتر “دانشمند” صاحب‌نامی را پیدا می‌کنید که خارج از “سیستم آکادمیک” بوده باشد. هر مفهومی چنین است. مثلا مفهوم “ایده” برای افلاطون با “مفهوم “ایده” برای هگل دو مفهوم متفاوت است. برای افلاطون مفهوم “ایده” به مفهوم “کهن‌الگو (archetype)” یا “شکل کامل (pure form)” نزدیک است. در حالیکه برای هگل، مفهوم “ایده”، چه بسا، نزدیکی و شباهت زیادی با مفهوم “اندیشه” داشته باشد. قصد تبلیغ و دفاع از نظرات ژاک دریدا (Jacques Derrida) را ندارم، اما آشنایی با نظرات دریدا درباره هم‌جواری (juxtaposition) و ناهم‌زمانی (temporal disjunction) در کتاب‌های “گراماتولوژی3 (1967)” و “شبح مارکس4 (۱۹۹۳)”، به فهم آن چه که در مورد “تاریخ اشتباه” و تغییر مفاهیم در طول زمان گفته‌ام، کمک می‌کند.

پیشنهاد من به نویسندگان این است که در متن، همیشه به تاریخ اصلی انتشار اشاره کنند و مثلا بنویسند که هیوم (۱۷۳۹) چنین گفت و انگلس (۱۸۷۸) چنین استدلال کرد، و مرتون (۱۹۳۸) ابراز داشت و … . آنگاه در لیست رفرنس‌ها، به ترتیبی، بین سال اولیه انتشار و سال انتشار کتابی که در دست نویسنده است، تفکیک قائل شوند. این پیشنهاد را در زیر نشان می‌دهم.

Hume, D. ([1739] 2009). A treatise of human nature: Being an attempt to introduce the experimental method of reasoning into moral subjects. Floating Press.

Duhem, P. ([1954] 1991). The Aim and Structure of Physical Theory. Princeton, NJ: Princeton University Press.

* * * * *


1. [K-M Kim (2023) Bourdieu’s Philosophy and Sociology of Science: A Critical Appraisal. Rutledge Focus (xii + 137 pp).]

2. [A Philosophical Commentary on Kim (2023) Bourdieu’s philosophy and sociology of science]

3. [Derrida, J. J. ([1967] 1995). Of grammatology (16th pr). Johns Hopkins University Press.]

4. [Derrida, J.([1993] 2011). Specters of Marx: The state of the debt, the work of mourning and the new international (Repr). Routledge.]

One thought on “Date of a publication

  1. Thanks for this interesting blog post! Unfortunately, old references are hard to verify and these citation mistakes are more likely to be copied over to some new publications. For books republished over years, different referencing styles have different recommendations. For example, here is the APA’S suggestion:

    Laing, R. D. (1969). The self and others (2nd ed.). Pelican Books. (Original work published 1961)

    Like

Leave a comment