یکی از همسفرانم که در این واقعه میبرد نظر، نوشته بود: «صدا درآوردن، تشخیص صدا و بالنتیجه ارتباط گرفتن با دیگران از طریق صدا با زبان تفاوت داره. تو زبان انسان انتزاعی هست که جانور های دیگه ندارن »
بخش آخر را تکرار میکنم:«تو زبان انسان انتزاعی هست که جانور های دیگه ندارن»
از این عبارت کوتاه اینطور به ذهن من میآید که گوینده، موجودات زتده را در یک «پیوستگی» نمیبیند. تو گویی، به وجود آمدن انسان و دیگر موجودات محصول یک روند تکاملی نیست. حتی شاید بتوان گفت، گوینده، انسان را نه در کنار باقی موجودات، بلکه موجودی خارج از «روند» میبیند. اگر اینطور است،اجازه بدهید حدس بزنیم ریشه این نظر چیست؟ یا چه نوع تفکراتی با این نظر موافقت دارند.
اولین نوع تفکری که میتواند با این نظر موافق باشد، تفکر مذهبی، و مخصوصا تفکر مسیحی، است. در این تفکر، انسان خلقت جداگانه داشته و دمیده شدن روح الهی در او، به او مشخصاتی داده که او را از باقی موجودات جدا میکند. [یاد «برادر خورخه» از شخصیتهای کتاب «به نام گل سرخ» افتادم که خنده را هم مخصوص انسانها میدانست.]
تفکر دیگری که میتواند گسستگی انسان و باقی موجودات را بپذیرد، تفکری است که نوع خاصی از تعریف «دیالکتیک» را به کار میبرد. در این تعریف، دیالکتیک نه تنها «روش شناخت» پدیدههاست، بلکه به «طبیعت» پدیدهها هم تسری داده میشود. در این تفکر، تجمع تغییرات کمی در انسان، نهایتا به بروز کیفیت نوینی انجامیده که انسان را از حیوانات جدا میکند.
از آنجائیکه ریشه نظر «تافته جدابافته بودن انسان»، احتمالا به حدود سالهای ۱۸۶۰ میرسد، حدس دیگری هم میزنم، که قدری دور از ذهن است، ولی چون میتواند نقطه عزیمتی برای بحثهای دیگر باشد، ناگریز از طرح آن هستم. نژاد پرستی از نوعی که به تدریج به نازیسم انجامید، از میانه قرن ۱۹ در کشورهای آلمانی زبان وجود داشته است. تصور اینکه کسانی در سالهای ۱۸۶۰ تعربف زبان را ارائه کنند و این نظرات کاملا مستقل از نظراتی باشد که زبانها را ریشهیابی کردهاند، مشکل است. چه بسا که تعریف قرن نوزدهمی از زبان از همانجایی سر در بیاورد که زبانها را در گروههای مختلف و منجمله زبانهای «هند و اروپایی« میگذارد. قدم برداشتن از زبانهای «هند و اروپایی» به اینکه متکلمین آن زبان ابتدایی را «آریایی» بدانیم و قدم بعدی که «آلمانی» و «آلمانیها» راخالصترین زبان و مردمان بدانیم، مشکل نیست. به عبارت کوتاه،چه بسا که این تعریف از زبان، محصول کار کسانی باشد که میخواستند اول انسانها را از حیوانات جدا کنند و در مرحله بعد انسانها را با مفاهیمی غیرعلمی مثل «نژاد» از هم جدا کنند.
من ترجیح میدهم فعلا تعریف خودم از زبان را ارائه نکنم و به این حرف بسنده کنم که تعریف هر چه که به انسان مربوط است، باید تکامل را در نظر بگیرد. تعاریعی که اینچنین نیستند، به درد قرن ۱۹ میخورند.
2021-02-08
I have decided to add a list of references to this page, so that at a later stage, I can make a “literature review” of these. I will list only the references that had been used in a report in the following three Swedish news sources:
- https://www.svt.se/nyheter/vetenskap/ny-forskning-framlingsfientlig-nakenratta-har-olika-dialekter
- https://sverigesradio.se/artikel/tjuvlyssnande-silkesapor-domer-andra-apor-efter-vad-de-overhort
- https://www.svt.se/nyheter/vetenskap/ny-kommunikativ-dinosaurie-upptackt-i-mexiko
Brügger, R. K., Willems, E. P., & Burkart, J. M. (2021). Do marmosets understand others’ conversations? A thermography approach. Science Advances, 7(6), eabc8790. https://doi.org/10.1126/sciadv.abc8790
Ángel A. Ramírez-Velasco, Felisa J. Aguilar, René Hernández-Rivera, José Luis Gudiño Maussán, Marisol Lara Rodríguez, Jesús Alvarado-Ortega (2021) Tlatolophus galorum, gen. et sp. nov., a parasaurolophini dinosaur from the upper Campanian of the Cerro del Pueblo Formation, Coahuila, northern Mexico. S0195-6671(21)00131-2. https://doi.org/10.1016/j.cretres.2021.104884