الف – نظرات من راجع به دموکراسی بین ۲۵ تا ۳۰ سال قدمت دارند. بنابراین باید هر چه زودتر انها را با نظرات جدید عوض کرد. مطرح کردن این نظرات قدیمی با شما فرصت خوبی برای تغییر آنهاست. یکی از متعاقبات این بند آنست که من لزومی به دفاع از این نظرات نمیبینم. یکی دیگر از متعاقبات آن است که شما همه این حرفها را جسته گریخته از من شنیده اید.
ب – شکل گیری این نظرات در من چند سال طول کشید. در طول این مدت من بعد از خواندن “محاکمه سقراط”، بخش های مربوط به محاکمه او را در “مجموعه آثار افلاطون” خواندم. سپس هر چه را که در دائره المعارف بریتانیکا راجع به دموکراسی وجود داشت خواندم. نهایتا هم کتاب “مدل های دموکراسی” نوشته دیوید هلد را خواندم. آن چاپ از کتاب هلد را که من خواندم، به صورت پی دی اف پیدا نکردم. بنابراین، چاپ جدیدتری میفرستم. کتاب هلد را یا ازعلی قرض گرفته بودم، و یا از محمد رفیع محمودیان.
ج – سال های اولیه این دوران مصادف بود با جدایی فکری من از تفکر مجاهدین. سالهای میانی مصادف بود با دورانی که درس فلسفه علم می خواندم و مثل تراکتور کتابهای مربوط به تکامل و فلسفه بیولوژی را شخم میزدم. سال های پایانی این دوره هم همزمان با فعالیت های اتحادیه سراسری بود که من بصورت تمام وقت راجع به این مسائل فکر میکردم. از علی و محمد رفیع برای بحث های طولانی تشکر می کنم.
د – یک عامل دیگری که در این دوران ذهن مرا تحت تاثیر قرار داد آشنایی (عمیق) من با آمار بیزین (بیشین) بود. مطالعه تاریخ این نوع از آمار هم برای من راهگشا بود. بخشی از آن فایل پاور پوینت () که فرستادم راجع به زمینههای فلسفی آمار بود.
برای آمار بیزین نگاه کنید به https://en.wikipedia.org/wiki/Bayesian_statistics
و برای مقایسه با آمار سنتی نگاه کنید به https://en.wikipedia.org/wiki/Frequentist_inference